محمود بن محمد بن الحسين الأصفهاني

17

دستور الوزاره ( فارسى )

[ مقدمه مؤلف ] بسّم اللّه الّرحمن الرّحيم حمد و ثنا داراى جهان و داناى آشكار و نهان را ، پادشاهى كه عقل دورانديش از ادراك كنه جلالش عاجز است لا يدركه غوص الفطن * 1 زبان فصحا از بيان صفاتش الكن لا احصى ثناء عليك * 2 . اين طارم نيلگون را از دودى تيره برافراشت * 3 وَ هِيَ دُخانٌ . چندين هزار صور آتش‌وش به قلم قدرت بر سطح سپهر آبگون بنگاشت * 4 زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ . حلواگر مأدبهء « 1 » فضلش مگسى ، يأكل طيّبا و يضع طيّبا * 5 . ناوك انداز ملحمهء « 2 » عدلش پشّه‌اى فولجت بعوضة دماغ نمرود * 6 . رحمتش به فراخ ميدانى مشهور ، سبقت رحمتى غضبى * 7 عنايتش از حمايت دور ، وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ * 8 . ( شعر ) پادشاهى كه وهم از ادراكش * هست دور آن‌چنان كز آتش آب گل صُنعش به دست باد صبا * داد زلف بنفشه را خم و تاب در سباحت « 3 » بماند عقل و [ نيافت ] * قلزم فكرت ورا پاياب « 4 » نيست جز لا إله الّا اللّه * 9 * بر درش گفتن آنچه هست صواب و درود بر صاحب منشور آتَيْناكَ * 10 ، خسرو منصور إِنَّا كَفَيْناكَ * 11 . سرورى كه قانون سيادت و فهرست سعادت به رقم اجلال او معلم « 5 » گشت ، لو لاك * 12 سرادق « 6 » توحيد به اطناب مجاهدت او در اوتاد « 7 » تأييد « 8 » محكم ماند ، إِنَّا أَرْسَلْناكَ * 13 . صفدرى كه به شمشير بعثت بالسّيف * 14 گوشمال گردن سركشان داد امرت ان اقاتل

--> ( 1 ) . مأدبه : سفره . ( 2 ) . ملحمه : جنگ بزرگ . ( 3 ) . سباحت : شناورى . ( 4 ) . متن : ناياب . ( 5 ) . معلم : نشاندار . ( 6 ) . سرادق : سراپرده ، بارگاه . ( 7 ) . اوتاد : جمع وتد : ميخها . ( 8 ) . تأييد : جاودانه كردن .